امروز آمديم مدرسه که کتاب بگيريم. خودمان که کارت نداريم هنوز برای همين مثل بيشتر وقتها که آويزان می شويم خودمان را نزديک کرديم به خانوم برادرمان که با کارتش برايمان کتاب بگيرد.
کتاب پيدا شد. یک کتاب بزرگ سیاه. سیاه که نه سبز تیره که به سیاهی می زند. شیرازه اش را هم با چسب زرد چسبانده اند. خانوم برادرمان فرمودند پنداری کتاب جادوی سياه است.
کتاب را باز کردیم مال قبل از تولد ماست. اولین بار هم به سنه ۱۹۹۶ میلادی از کتابخانه قرض گرفته شده. آخرین بار هم سال ۲۰۰۰ میلادی بوده است. به گمانشان آخر زمان شده بوده کتاب را گرفته اند که نخوانده از دنیا نروند!
کتاب را تورق کردیم تمام آمار و ارقام مال سال ۱۹۴۴ و همان حول و حوش بوده است. باید همه کتاب را بخوانیم. فکر کنم بتوانم جادوی سیاه یا شاید هم سفیدی پیدا کنم بلکه این کار ما درست شود.

پی نوشت : بعد از سه ماه معطلی و سه دفعه تماس تلفنی تازه امروز ابلاغ کردند بهمان که مدارکمان را به آدرس اشتباه فرستاده ایم. البته هنوز هم مطمئن نبودند زیرا اثری از مدارکمان نیست! باید دوباره درخواست بدهیم. دعا کنید زودتر درست شود وگرنه باز باید ... ناله های ما را اینجا بخوانید!