ترش شدم
ترش
که آمدی
شیرین ام
شیرین
که صدایم می کنی
گس می شوم
گس
که چشمهایم را ببندم
که نزدیک
که نزدیک تر

بعد التحریر!
جریان از این قراره!
چند تا پست قبل تر یک عجز و لابه ای ! کردم که یکی پیدا بشه یک طرحی برای این وبلاگ بده؟ رکسی (دخترعموی کیانا!) یک کامنت گذاشت که من کسی را می شناسم و من هم گفتم دستت درد نکنه.نیلوفر هم کامنت گذاشت که من هم یکی رو می شناسم و خلاصه همه راهها ختم شد به یک نفر بعدش سهراب پیچک برام ای میل زد که حرف حسابت چیه و اینا! من هم یک چیز کلی براش گفتم و اونم به دوستش (این دوست در هاله ای از ابهامه هیچی ازش نمی دونم) یک طرحی زد و دستش هم درد نکنه قشنگ بود منتها نصفه کاره موند. تو این وسطها , شادی (این در هاله نیست فقط جایی نداره که بهش لینک بدم!) رو یکدونه از این لا کتابی ها (چی می گن بهش؟) این عکس رو دید و گفت به درد تو می خوره. خلاصه ما هم تو اینترنت گشتیم و عکس رو پیدا کردیم و دیدیم ای بابا به مناسبت روز جهانی کپی رایت و این حرفهاست و یک نامه برقی! زدیم به نقاشش که می شه استفاده ابزاری کنیم از این طرحتون ؟ اون هم گفت بله فقط زیرش اسم و آدرس بزنین , ما هم زدیم (زیر میز رو نگاه کنین)
خلاصه دیگه بقیه اش دست سهراب رو بوسید و اینی شد که الان می بینین. من هم کلی خوشحالم. حسابی بهم چسبید.
حالا شما هم یک نگاهی بندازین , ببینین خوبه ؟ بده؟ ایراد داره؟ نداره؟ نظری ؟ حرفی ؟ حدیثی؟ البته یحتمل باز از این دویست سیصد نفری که میان اینجا سر هر آپدیت (چی شده چند وقت جمعیت زیاد شده؟ قبلنا صد صد و پنجاه بیشتر نبود!) همون پنج نفر کامنت می ذارن که یکیش هم عطا است (خدا عمرش بده!)...خلاصه بگین ببینم حرف حسابتون چیه
همین دیگه
نیشم هم الان بازه , خیلی ذوق دارم