یکی از مشکلات اینجا که معرف حضور همه هست دستشویی رفتنه!
خوب یک جورایی با مشکل کنار اومدم , تا جایی که می شه خودمو نگه می دارم! بعدش هم که مجبور بشم کلی دستمال رو لبه توالت می ذارم و دیگه حداکثر تلاشم رو می کنم که به جایی نخورم. ولی خداییش اینا آدمهای تمیزی نیستن . تو این دو سه تا دانشکده که من رفتم یکی از همه توالتهاش تمیز تره اما اونجا که من کلاس فرانسه دارم توالتهاش خیلی کثیفه. کلا دانشکده گدایی هستش , همه چیزاش قدیمی و کهنه است و کف اش هم زیاد تمیز نیست , کاشی ها ریز چرک داره , کلی دستمال هم ریخته رو زمین .
من ساعتهای مختلف رفتم ببینم کسی میاد این زمین رو یک جارو بکشه دیدم که نه , همه جا پر دستماله , در و دیوارش هم کثیفه , تا اونجا که بتونم وسایلمو می ذارم یک جا تو کلاسی جایی که برم توالت اما گاهی نمی شده دیگه باید با خودم ببرم که خوشبختانه پشت در جا لباسی داره که وسایلمو آویزون کنم.
دیروز داشتم دنبال یک دستشویی خالی می گشتم دیدم ملت کیفهاشون رو گذاشتن رو زمین . به نظرم خیلی کار کثیفی اومد. امروز رفتم تو توالت کلی دستمال ریخته بود رو زمین , داشتم سه چهار سری دستمال می چیدم رو لبه توالت که دیدم یک سری کاغذ ریخته رو زمین , داشتم نگاه می کردم چیه دیدم یک دست از دستشویی بغلی اومد دنبال کاغذا , دیدم دختره نشسته سر توالت , کیفش رو زمین , تمام جزوه هاش رو پخش کرده رو زمین داره درس می خونه تو اون کثافت. حالم بد شد . دیگه عمرا رغبت کنم از کسی جزوه بگیرم اینجا.
تمیزی فقط این نیست که آدم بره دوش بگیره و لباسشو عوض کنه . یاد یکی از آشناها افتادم که به تمیزی معروفه , همیشه خدا سر و وضع مرتب و خونه مرتب و خودش هم تمیز , یک روز که رفته بودیم عیادت یکی از آشناها تو بیمارستان , همین خانوم کاملا تمیز و مرتب که خیلی هم واسه کسایی که اومده بودن عیادت تدارک دیده بود کلی انگور خریده بود واسه پذیرایی که همه رو ریخت تو کاسه دستشویی شروع کرد به شستن . خدایی کی دلش میاد تو اون کاسه ای که توش هزار جور میکروب و مریضی و اخ و تف هست میوه بشوره؟