๑
خیلی چیزها را نمی دانم
خیلی جاها شک می کنم
از اینجا مانده و از آنجا رانده
نمی فهمم
اما یک چیز را می دانم
دوستانم را با هیچ چیز تاخت نمی زنم
هیچ چیز
پی نوشت : دوران نقاهت را دارم سر می کنم. حتما همه چیز بهتر می شود. چاره دیگری نیست. بد بودن هم مثل خوب بودن راحت است. فقط فرصت انقدر نیست که بخواهی به بدی تلفش کنی. حالا هی اینها را برای خودم می گویم باز می شود یاسین به گوش خر.
امروز زیاد میلی برای خوردن نداشتم. این یک نشانه خوب است برای من. یعنی دارد بهم خوش می گذرد و حالم بهتر می شود. وقتهایی که دور از جان مثل چی دهانم می جنبد حتما مشکلی وجود دارد.
