کي وان و کامنت و ايستادگي, من و تبعات نوشتن و ويزيتورهاي وبلاگي
واسه هممون پيش اومده يک چيزي تو وبلاگ مي نويسيم و بعد ايميل و کامنت ميگيريم که اين چي بود گفتي ؟ اونو چرا اونطوري گفتي و ... يعني وارد بحث مي شيم با خواننده ها. حالا يا حرف ما منطقيه يا مال اونا , به نظرم خوبه که اينطوري سر صحبت باز مي شه و آدم نظر بقيه رو هم مي شنوه. اين وسطها استثنا هم هست , يعني از حالت نرمال گاهي خارج مي شه. غرض از همه اين حرفها بحثي بود که ديشب پيش اومد.
کسي برام پي ام زد که سلام و اين حرفها . من هم جواب دادم , رفيقمون گفت که چند وقت پيش يک چيزي از من تو نت خونده که براش جاي سواله و مي خواد ازم بپرسه. گفتم باشه خوب بگو چي بوده اگه بتونم جواب مي دم( با توجه به اين موضوع که گاهي موقع نوشتن جو گير مي شم و يک حرفهاي مي زنم که شايد ته دلم خيلي هم بهش اعتقاد نداشته باشم يا تو شرايط مختلف نتونم بهش عمل کنم ) الغرض اين دوست ما يک کمي تو کامپيوترش گشت و يک لينک گذاشت واسه من که نکته اش اين بود , آدرس مال وبلاگ کي وان بود!
خلاصه رفتم اينجا و ديدم بله دل غافل يک زماني – شما بگير 10 ماه پيش – من يک کامنتي گذاشتم واسه کي وان که مربوط به اين پستش بوده. دوست چتي مون پرسيد اين کامنت شماست ؟ گفتم بله!
گفت من با جمله آخرش مشکل دارم , گفتم حالا شما خيلي جدي نگير , اين بحث مال خيلي وقته پيش , با توجه به اون متن بوده , بعدش هم من نوشتم "کسي چه مي دونه" يعني اين حرفي که من زدم خيلي قطعي نيست (حالا من خنگ رو بگو که فکر مي کنم اين رفيقمون منظورش اينه چطور مي شه وقتي کسي مي شاشه به بخت و اقبال آدم نتيجه اش خوب باشه!) کلي براش دليل آوردم که آدم ممکنه گاهي به نظرش يک اتفاق خيلي بد بياد اما با توجه به تبعاتش ببينه که نه خيلي هم بد نبوده و اين حرفها.
بعد ديدم رفيقمون داره مي گه پس من اين همه سال اين کارو نکردم يعني ضرر کردم؟ آقا منو مي گي يک کوچولو دوزاريم افتاد (نصفه شب بود خوب! عذرم موجهه!) که منظور چيز ديگه است انگار, داشتم فکر ميکردم نکنه اين رفيقمون فرشته اي چيزيه يا اينکه دور از جون کارش شاشيدن به بخت و اقبال آدماس! بعد ديدم داره مي گه اين همه سال به من گفتن اين کار بي تربيتيه و نبايد اين کارو انجام داد حالا شما چطور داري اينو ميگي ؟ پرسيدم مشکلش با کدوم قسمت هست دقيقا ؟ يعني جدا فکر مي کنه فرشته ها اين کارو مي کنن؟ يک تيکه از متن وبلاگ کيوان که دقيقا به ايستاده شاشيدن فرشته ها اشاره کرده رو کپي کردم واسش که بابا اينو خود کي وان گفته , برو به خودش گير بده. گفت خوب وقتي شما حرف اون تکرار مي کني يعني خودت هم قبولش داري. من ديگه چت کرده بودم که مشکل چيه اين وسط.
يک لحظه فکر کردم نکنه موضوع رو داره از ديد مذهبي ! نگاه مي کنه که چرا مثلا من فرشته ها رو به ريشخند گرفتم , با احتياط گفتم ببخشيد يعني شما مي گي که من چرا گفتم فرشته ها مي شاشن؟ گفت من نمي دونم حالا فرشته ها مي شاشن يا نه ولي آخه اينجوري؟!!!!! ديگه به اينجا که رسيد هم خنده ام گرفته بود از اين حرف هم از اينکه نصفه شبي داريم سر چي حرف مي زنيم و بعد فکر کردم شايد يکي سر کارم گذاشته (هنوز هم مطمئن نيستم که سرکار رفته بودم يا نه!) خلاصه کاشف به عمل اومد که اين رفيقمون مي گه که چرا صحبت از "ايستاده " شاشيدن شده اينجا. مگه من نمي دونم که اين "ايستادن" کار بي ادبانه اي هست؟ گفتم واله من از نزديک که نديدم ولي تو اين فيلمها که نشون مي ده اکثرا همين روش رو استفاده مي کنن! گفت يعني کسي تا حالا به شما نگفته؟ گفتم نه ما معمولا در مورد نحوه شاشيدن با اطرافيان حرف نمي زنيم! گفت يعني هيچ پسري هم اطرافتون نبوده که بهش بگن؟ گفتم پسر که بوده اما من خبر ندارم مامانشون بهشون در مورد ايستادگي! چي گفته ! ازشون هم نپرسيدم ! گفت پرسيدن نمي خواد که يعني اصلا نفهميدي؟ گفتم چه عرض کنم تو خونه ما معمولا هر کسي تنهايي مي ره دستشويي . دنبال يک نفر راه نمي افتيم تو دستشويي که بينيم چي کار مي کنه!
خلاصه اينطوريا. اين هم از شانس ما. حالا هي من به اين کي وان مي گم بابا وقتي مي نويسي يک کمي عفت کلام رو رعايت کن! مگه به خرجش مي ره؟ حالا به من نگفتن به تو که گفتن ايستادن کار بديه!
از اين به بعد هم اگر خواستي غر بزني و گير بدي به فرشته ها حواستو جمع کن , اول ببين فرشته ها مذکرن يا مونث , اگر مذکرن زود ببين با ادبن يا بي ادب! اگه ديدي تريپ بي ادبي و اين حرفهاست کلا بي خيالشون بشو برو رو يک موضوع ديگه!
