اگه پيداش کردي ببين فاميلي , آشنائي , دوستي نداره منو بهش معرفي کني؟
راست مي گه به خدا... اين دوست داشتن بچه ها يه چيز ديگه اس...خيلي راحت با قضيه برخورد مي کنن ....نه مثلا مثل من که انقدر درگير قيد و بند مي شم که يادم مي ره مي خواستم يکي دوست داشته باشم...انقدر سبک سنگين مي کنم که انگار قراره يه مسئله حل کنم ...راستش اصلا با قضيه راحت برخورد نمي کنم .... اين خورشيد خانوم رو که مي بينم يه روز درميون عاشق مي شه بهش حسوديم مي شه من سالي يه بار هم عاشق نمي شم! ...البته از خيلي ها خوشم مياد خيلي ها رو هم دوست دارم ولي تا حالا عاشق کسي نشدم ... اصلا اين آدمهايي که به خاطر يه نفر زمين و زمون رو بهم مي ريزن و تو روي همه واي ميسن يا چه مي دونم خودشونو مي کشن به نظرم خنده دار مياد... نه که بگم کار اونا خنده داره ها... آخه چون تا حالا خودم اين موضوع برام پيش نيومده نمي فهمم ..البته فکر نکنم بعدا هم پيش بياد ولي بالاخره پايان شب سيه سپيد است ...
البته هميشه ديد آدم به قضيه برعکسه ..معمولا همه دعا مي کنن يکي باشه که دوستشون داشته باشه ولي در اصل بايد بگن يکي باشه که من دوستش داشته باشم ...درست مي گم ديگه نه؟
--------
