1- آخ جون ..اخ جون...هواي امروز بوي عيد رو ميده ....يه بوي خوب... يه بوي هيجان آور...واسه آدمي مثل من عيد از همون نقطه مانند هايي هست كه واسه بعدش خيالبافي ميكنم ... نمي دونم چرا ولي هميشه فكر مي كنم بعد از عيد همه چي عوض ميشه ...يه سال جديد با اتفاق هاي جديد...هر كاري مي خوام بكنم ميگم باشه واسه بعد از عيد ... البته هيچ وقت هم هيچ اتفاقي نميفته ...همينجوري سالها ميگذرن منم واسه خودم خيالبافي ميكنم ... ولي خوب حس خوبيه ....يكي از معدود چيزهايي كه منو به كودك درونم مرتبط مي كنه ... البته هفته آخر اسفند رو از خود عيد بيشتر دوست دارم ...يه جوريه ...كلي كار هست ... خريد ، خونه تكوني ، عيدي خريدن رو هم خيلي دوست دارم .... الان سالهاست كه عيد رو تهران نيستيم..هنوز عيد نشده مي ريم ولي خوب هفت سينمون رو هم مي بريم..مخصوصا ماهي مامان رو چون ماهي هاي شمال خوب نيست! ..عيد ديدني ها هم ميمونه واسه بعد از عيد..با تمام اين احوال عيد رو خيلي دوست دارم
2- شعار هفته (بلكه ها ماه و سال) : مرگ بر نمايشگاه و جد و آبادش! (البته من با نمايشگاه مشكل ندارم با محلش مشكل دارم)

--------