قراره بريم گردش علمي ! ... اره ، اوره (نمي دونم ديكته اش درسته يا نه) شمسي كوره راه افتاديم بريم عسلويه ... بريم بازديد سايتي كه هر ماه گزارششو رد مي كنيم ... اين دومين گزارشيه كه من بايد رد كنم .. يه كمي هولم ..اولي رو كه رد كردم يه چند تا اشتباه توش بود كه البته همش هم تقصير من نبود...گزارش رو فرستادم كه يكي از رئيسها چكش كنه...اشتباه ها رو ديده بود كرد تو بوق كه آي فلاني اشتباه كرده .. همه شركت رو پر كرد ...رئيس خودم گفت اين دفعه جون مادرت همه رو چك كن باز اين يارو كولي بازي در نياره .. زونكن ها و گزارش ها رو ريختم جلوم ..جدول درست كردم به چه گندگي كه گزارشها رو توش وارد كنم و چك كنم ببينم اشتباه نكرده باشن .. از مچ گيري خوشم نمياد منتها وقتي آبروي آدمو اينجوري مي برن ديگه چاره اي نيست ... فردا كلاس دارم..دلم مي خواد سر فرصت بشينم فرانسه بخونم ، تازه داره خوشم مياد منتها نمي تونم وقتمو تنظيم كنم ... عجب مشكلي ! ...به قول دوستم خوبه فرانسه نقش مهمي تو زندگيت نداره كه اينهمه واسش وقت ميذاري اگه سرنوشت ساز بود مي خواستي چه كار كني؟
همه چي جلوم پهنه ..زنگ مي زنم به نگار ، به كتي ..چه خوبه كه هستن .. خوشحالم ..چقدر خوبه كه بچه ها هستن ، چقدر ذوق كردم ديدم عطا عين ماگ منو خريده ...اي حسود ! ... .پويا مي گه تو روابطت محدوده ...فكر كه مي كنم مي بينم راست مي گه .. مي پرسه آخرين باري كه دوستات اومدن خونتون كي بود ؟ يادم نمياد! ...
يه كم ديگه كار مي كنم... امروز زياد حوصله كار كردن ندارم ....دلم مي خواد برم تو خيابون راه برم ... يه كم با مريم ها (همكارام) حرف مي زنيم.. مريم مي پرسه روز تولدت كي هست كه بگم درختت چيه ...مي گم ، مي گه بيد مجنون weeping willow (the melancholy) خوب راست مي گه ماليخوليا هم دارم!
دارم فكر مي كنم بعد از كار برم كتاب فروشي..خيلي وقته سر نزدم ... بهار هم داره تموم ميشه ...تابستون مياد ، تابستون اگه قرار باشه همش برم سر كار اصلا خوش نمي گذره ... تابستون يعني تعطيلي ...
يه كم ديگه كار مي كنم ...تازه ساعت شده 12 ...رئيس بازم ياد آوري مي كنه كه اشكالهاي گزارش رو در بيارين .. مي بينه دارم مي نويسم ...فكر كنم كه مي دونه ...تو كامپيوترم ديده ..رئيس فضول هم بد درديه ...فقط كاش نخونده باشه ... البته آدم خوبيه ...خيلي هوامو داره ... از اونور خيلي هم دلش مي خواد از زندگي خصوصي من سر در بياره كه خوب تا اونجا كه بشه سر در مياره !
امروز هم مي گذره ....نصفش رفته ... مثل روزهاي ديگه ...دلم به اين خوشه كه خوش مي گذره ....
--------
