هر روز , از کنار دهها نفر رد مي شويم , روزها , ماهها و سالها با آدمها روبرو مي شويم , آدمهاي معمولي , ساده , آدمهاي واقعي و خاکستري...
مي داني , مي دانم , که من , تو , ما , همه آدمهايي معمولي هستيم ...هيچ کداممان خاص نيستيم , اما من چيزي مي دانم که شايد تو نداني , از بين آدمهايي که در مسيرت مي بيني , انگشت شمار , قابليت خاص شدن دارند ... مي داني , بعضي در يک مقطع چنان اثري در زندگيت باقي مي گذارند که اصلا نمي تواني خاصيشان را ناديده بگيري.
بحث خوبي يا بدي نيست , بحث تاثير و تحول است ...اثري که کيفيت زندگيت را تغيير دهد... ممکن است فکر کني ويژگي خاصي نداري , يا با بقيه فرقي نداري , همه را قبول دارم , اما يادت باشد با وجود همه اين حرفها , تو مي تواني , براي يک نفر , يا چند نفر خاص باشي ..خاص بودن هم نسبي است .. تو از کنار او رد مي شوي , مثل يک آدم معمولي , تو از کنار من رد مي شوي و اثر رد شدنت هميشه در زندگيم مي ماند ...
من بايد ياد بگيرم که به خاص هاي زندگيم احترام بگذارم , هيچ مي داني هر چيزي که سبب تغيير کيفيت زندگي شود تو را يک قدم به خوشبختي نزديکتر مي کند؟
بايد حواسم جمع باشد که با معجزه هاي کوچک زندگيم درست روبرو شوم ... با آغوش باز و دل دريايي به استقبال معجزه هاي کوچک زندگيم بروم ... از زماني که با خاص هاي زندگيم مي گذرانم بهترين استفاده را بکنم , بيشترين لذت را ببرم بدون هيچ نگراني از آينده و گذشته ... يادم باشد که بعضي از آدمها آنقدر غرق زندگي شده اند که صداي قدمهاي آدم خاص زندگيشان را که از کنارشان مي گذرد نمي شنوند , پس من خيلي خوشبختم که هنوز صداي قدمها را تشخيص مي دهم.


--------