پوفففففف ...دختره با توام , که غمباد گرفته اي .سرت رو بالا کن ...زندگي همينه ديگه . خوب آره مي دونم که سخته , حتي فکرش هم ناراحت کننده است اما خودت که بهتر مي دوني هر چي که تو فکر مي کني اتفاق نمي افته . زندگي دودوتا چهارتا نيست , پر از غير منتظره هاست , تو داري واسه يه اتفاق نيفتاده مرثيه سرايي مي کني .زندگي همينجوريه , بعضي وقتها سخت ميشه , نفست ميگيره , دلت ميخواد بميري , دور و برت رو نگاه کن , همه يه جايي مي لنگن , خوب پس اينکه قبل از اتفاق بلنگي اصلا منصفانه نيست , مي دوني که هيچ چيز دائمي نيست , امروز خوبي , فردا بد , امروز هستی , فردا نيستي , دلت مي خواد اونجور که شادي زندگي کني اما ميبيني که بعضي وقتها , بعضي ها , ناخواسته شاديت رو زايل مي کنن , مي خواهي صادق باشي اما گاهي وزن صداقتت واسه بقيه زياده , ترجيح مي دن که همون دروغها رو بشنون , خوب چه خياليه , اگه اينجوري مي خوان تو هم باهاشون اونجوري تا کن , نقاب بزن اما خودخوري هم نکن , باشه؟
اصلا بيا يه کاري کن , يه زماني داري که معلوم نيست کي تموم بشه , يه وقتهايي که خيلي خوبن , که خود زندگي هستن , پس تمام لذتت رو از وقتت ببر , فکر نکن که حالا اتفاق ميفته يا نه , سخته يا آسون , چي ميشه چي نميشه ...خوب مي دوني که سخته , شايد خيلي طول بکشه تا خوب شي , آخرش اينکه ممکنه ديگه خوب خوب نشي , خوب , اينها رو بگذار گوشه ذهنت , درش رو هم ببند , فقط بدون که هستن ,, بعدش زندگي کن , اگه اتفاق نيفتاد که چه بهتر , اگر هم افتاد که چيز جديدي نيست خودت از قبل ميدونستي , درسته که به قول بابات از بس فيلم ديدي خيلي رويايي فکر مي کني اما مي دوني که اينطور نيست , مي دوني که به يه چيزايي هم زورت نمي رسه , پس حداقل کاري که مي کني لذت بردن از وقتته , از لحظاتي که فقط خاص خودته , اينها رو که کسي نمي تونه بگيره؟


--------