๑
سوارکار شده ام
روی¸اسب¸ بی رکاب
تمرین تعادل می کنم
اسب شده ام
نبض¸ من
با نبض¸اسب می زند
راحت
سبک
روی¸اسب
جا خوش کرده ام
هراس افتادن ندارم
هر طرف که برود
من با او همراهم
توی دشت
سمت¸ افق
می تازیم
باد
لای موهایمان می پیچد
من
راز¸حرکت¸ اسب را
یافته ام
--------
