اولین داستان من

بعدا نوشته شد :
هي هي مي بينين تو رو خدا. ا اگه يک چيز ديگه نوشته بودم که ال و بل کلي برام کامنت مي ذاشتين که اينجوري و اونجوري. حالا که يک بار تو عمرم يک چيز جدي نوشتم و دلم خواست که نظر بقيه رو بدونم و ايرادهاي کار رو ببينم واسم کامنت نذاشتين.
*** اين هم واسه کامبيز که هي به من غر زد و ايراد گرفت و نوشته هاي همينطوري رو اصلاح کرد حالا که يکبار ما خواستيم نظر فني بده خبري ازش نيست!
--------