ساعت نزدیک شش صبحه . از پنج و نیم که یوسف بیدارم کرد و گفت خبر خوش ! دارد دیگر خوابم نبرده. آمدم اینجا که سایت ها را زیر و رو کنم به هوای اینکه این هم یک بلوف تازه است , که شاید جو سازی می کنند. اما انگار نه. خبر از پیروزی قاطع و رای مردم و مشت محکم است. اینبار ولی مشت – نه فقط دهان استکبار جهانی – که دهان ما را هم نشانه رفته است. یک هفته گذشته اضطراب دست از سرم بر نداشته. حتی تصورش هم برایم سخت است. نمی دانم یعنی سرنوشت ما همین بود؟ گفته بودند بالاتر از سیاهی رنگی نیست , ما که همیشه در سیاهی بودیم اینبار انگار بالاترش هم پیدا شده. نمی دانم پول نفت و رئیس جمهور تک تیرانداز و مصباح یزدی و جنتی و مجلس هفتم چه بر سرمان می آورد ؟ چه در سر این مردم می گذرد خدا می داند , به قول احسان از دل دولت هاشمی خاتمی بیرون آمد و حالا از دل خاتمی احمدی نژاد. انتخاب خوبی است , نه؟ . دیگر خیالتان راحت باشد که روی زرافشان و اکبر گنجی را نخواهید دید . زندانی سیاسی ؟ منظورتان زندانیان سیاسی آمریکاست ؟ (غش غش خنده ) این را من نگفتم تک تیرانداز گفت . راستی بهتان گفته بودند وزیر دادگستری تک تیراندازمان قاضی مرتضوی است؟ آها لابد مهم نیست. خبر دارید مجلس هقتم اوکی کابینه را هم بهش داده است ؟ مگر اهمیتی هم دارد ؟ وقتی شریعتمداری شد وزیر امور خارجه مان و مسعود ده نمکی وزیر ارشاد , بی خیال , ما که توی گه دست و پا می زنیم این هم روش. با این همه رای که آورده و نیروی مردمی ! که پشتش است عمرا فکر انقلاب و دگرگونی به سرتان بزند. می نشینیم مثل بچه آدم , توی خفت و ذلت و نکبت به زندگیمان ادامه می دهیم. عشرت هم برایمان لباس می دوزد . حالا گیرم روسریمان را چار وجب بکشیم جلوتر و روزنامه نداشته باشیم و کتاب نخوانیم و تئاتر شهر را هم خراب کنند. هر کس رای نداد و و رای داد نوش جانش. آنها بردند , گیرم با تقلب. چاره چیست . به قول تک سلولی که بدتر از من از چهار صبح بیدار است " عیب ندارد , تسونامی فقر و نادانی بود" , خوب دیگر تسونامی است , همه را با هم می برد. انگار حتی درختی برای آویزان شدن نمانده.

پیوست : فقط دلم می سوزد برای بعضی مردممان که ساده لوح اند. انها که باز رگ دائی جان ناپلئونیشان زد بالا " آقا اینا همش بازی رژیمه . مخصوصا احمدی نژاد رو با هاشمی انداختن که هاشمی با رای بالا رئیس جمهور بشه " . و دلم می سوزد برای خود بدبختمان که آخرین روزنه مان هاشمی بود. کسی چه می داند گردش روزگار چهار سال دیگر ما را به کجا می رساند. شاید چهار سال هم نیاز نیاشد , لابد تک تیرانداز که غنی سازی را سر بگیرد دو تا موشک حواله آنجایمان می کنند و خلاص!
--------