๑
ديگه داره زياد مي شه ها . ننوشتن رو مي گم. يک جرقه هايي مي زنه وقتي بهم خوش مي گذره و سر حال ميام (مثل ديروز) بعدش هوس نوشتن مي کنم. اما خوب نشد ديگه. سرفه ها کمتر شده. خيلي بهتره . البته يه جورايي هم بهش عادت کردم , بيست روز الکي نيست که! حالا تازه از امروز سرما خوردم! . جاي شما نه خالي !
يک کمي بي حوصله شدم , خوب دور و برم هم خلوت شده ولي طوري نيست اين هم مي گذره و با نيروي جديد ! بر مي گردم. تو اين مدت تنها چيزي که حسابي من و خندوند و گاهي حالم رو هم جا آورد کامنتهاي اين پسته. خداييش بعضي چيزها (مثل جواب دادن) استعداد مي خواد!
--------
